محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6238
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كرده بودند از آنجا برون كنند . پس از آن ، سه روز رفته از ربيع الاول ، ابو الساج از بغداد برفت و ياران خويش را در روستاهاى فرات پراكنده كرد و در قصر ابن هبيره فرود آمد ، سپس سوى كوفه شد . ابو احمد ، كه از اردوگاه خويش بازگشته بود ، ( 354 يازده روز مانده از محرم به سامرا رسيد . معتز شش جامه به دو خلعت داد ، با يك شمشير و تاج طلا با كلاهى جواهر نشان ، با دو شانه پوش طلابفت جواهرنشان ، با يك شمشير ديگر جواهر نشان ، و او را بر كرسىاى نشانيد . سران سرداران را نيز خلعت داد . در همين سال شريح حبشى كشته شد . سبب اين رخداد آن بود كه وقتى صلح شد وى با تنى چند از حبشيان گريخت و راه ميان واسط و ناحيهء جبل و اهواز را ببريد و به دهكده اى از دهكده هاى مادر متوكل فرود آمد ، به نام ديرى ، با پانزده كس و به كاروانسراى آن درآمد كه بنوشيدند و مست شدند . مردم دهكده به آنها تاختند و بازوهايشان را ببستند و آنها را به واسط بردند ، به نزد منصور بن نصر . منصور آنها را به بغداد برد و محمد بن عبد الله آنها را به اردوگاه فرستاد . وقتى آنجا رسيدند بايكباك بپاخاست و شريح را با شمشير به دو نيم كرد و او را بردار بابك آويختند و يارانش را از پانصد تا هزار تازيانه زدند . در ماه ربيع الاول اين سال عبد الله بن يحيى خاقانى در شهر ابو جعفر بمرد . سخن از كار بغا و وصيف و هم در اين سال معتز به محمد بن عبد الله نوشت كه نام وصيف و بغا را با هر كه تبعهء آنها باشد از ديوانها بيندازد . گويند وقتى ابو احمد به سامرا رفت ، محمد بن ابى عون يكى از سرداران محمد ابن عبد الله ، با وى در بارهء كشتن بغا و وصيف سخن كرد و به دو وعده داد كه آنها را بكشد . آنگاه معتز براى محمد بن عبد الله پرچمى فرستاد و نيز براى محمد بن ابى عون